-عاشقتم !
.. راست میگی
-معلومه ..
.. چه قدر ؟
-بیش از اندازه ..
..مثلا چه قدر ؟
-خیلی خیلی ..
..تو رو خدا بگو چه قدر .
-به اندازه دو تومانی رضا شاهی !
نامبر ! وان !
همه دوستان بهترین اما اگه دست من بود ! از تمام وبلاگ نویس های ایران به نیما و ریحانه جایزه بهترین
ها رو میدادم ..
سفري تا انتهاي راه ..
چشمان منتظرم به دنبال رسيدن است ...
و دلي که براي رسيدن به تو بي قراري مي کند ..
.................
سفري تا انتهاي راه ...
و چه سخت است بدون تو سفر کردن ...
و ملال آور بدون تو رفتن براي رسيدن ...
سفري بدون شوقي براي رسيدن ... جدا از سفرهاي ديگر...
و مي آيم شايد برسم ... منتظرم بمان ...
...........................................
روانپریش به دنبال ....
به دنبال ....
به دن ...
به ..
........................................
اوه خدای من بازم یادم رفت ....
شاپرکم ،شاپرکم ، شکسته پر کجا روم
از تو به اوج رسيده ام از تو به شوق رسيده ام
بدون تو کجا روم ؟ مرغک عشق خسته ام
از تو به عشق رسيده ام بدون تو نمي روم
بدون تو نمي روم مرحم زخم کهنه ام
از تو به عشق مي رسم از تو به اوج مي رسم
قاصدکم قاصدکم با تو به شوق ميرسم
چشم هاش رو باز کرد
باورش نمي شد
فکر مي کرد همه ي اتفاق هايي که افتاده همش خواب بوده اما ...
چشم ها .. دست ها .. لب ها .. با هم بودن .. عشق !
با همه ي دلتنگي هايي که داشت و مي تونست اون رو خورد کنه اما ! ...
حتي اگه دوريش اونو ذره ذره آب مي کرد اما !
با وجود اون ! خوش بخترين آدم دنيا بود ...
.........................................................................
و پسرک احساسي بالاترازعشق نسبت به تو داشت و تو آن را با تمام وجود درک کرده بودي !!!؟ !!!
دورم از تو اما با تو لحظه ها را زنده هستم ...
فاصله ام با تو فاصله ام تا خداست ... به خاطرت تحمل ميکنم و مدارا !